۱۳۸۷ آبان ۱۰, جمعه

افزایش نظامیان آمریکایی در هلمند، انگلستان را تضعیف می کند

درپی اعمال فشارهای آمریكا بر انگلستان برای اعزام نظامیان بیشتر به مناطق ناآرام افغانستان به خصوص مناطق جنوبی و برعهده گرفتن بار مسؤولیتی سنگین‌ تر در این كشور و شکست این طرح، با درخواست متقابل دولت انگلیس از آمریكا، پنتاگون سرگرم بررسی طرح بر عهده‌ گیری مسؤولیت فرماندهی نیروهای سازمان پیمان آتلانتیك شمالی (ناتو) و ائتلاف در ولایت جنوبی هلمند است. واشنگتن اعلام کرده است که ٩ هزار تن از تفنگداران خود را برای نخستین بار با رقم بلند به ولایت جنوبی هلمند كه به محل سنتی فعالیت طالبان تبدیل شده، اعزام خواهد كرد تا شاید بتواند این منطقه را به اشغال خود درآورد. البته تا حالا روشن نیست که آیا نظامیان آمریکایی که تا بهار سال آینده وارد هلمند می شوند در كنار انگلیسی های مستقر درین ولایت قرار خواهند گرفت، و یا اینکه آغاز ماموریت آنها کار نیروهای انگلیسی درین منطقه را به پایان خواهد رسانید. نیروهایی كه تاکنون مصروف فعالیت های نظامی در بزرگترین منطقه جهان بوده اند كه زیر كشت انبوه خشخاش رفته، و در ٢ سال گذشته تحت كنترل قوای طالبان بوده است. ولی سخنگوی وزارت دفاع آمریکا گفته است که قصد آنان جابجایی سربازان آمریکایی با بریتانیایی ها نبوده، و این اقدام بخشی از تلاش برای تکمیل ماموریت در منطقه می باشد. طرح اعزام تفنگداران تازه نفس آمریكایی به افغانستان، درست در پی تنش های جدی در روابط کشورهای ایالات متحده و انگلستان در باره افزایش نیروهای بیشتر به افغانستان صورت می گیرد. کمااینکه آمریکا با طرح مورد اشاره، خود كنترل ولایت جنوبی هلمند را در دست خواهد گرفت. ولایتی که سالها پس از فروپاشی حاکمیت طالبان در افغانستان، از پایگاه های اصلی انگلیسی ها در افغانستان بوده است. مقامات ارشد نظامی انگلستان در ماه‌ های اخیر هشدار دادند كه ممكن است این ماموریت بین‌المللی به شكست بینجامد، و آن گونه كه تصور می‌ شد موفقیت‌ آمیز نباشد. براساس گزارش‌های موجود اخیرآ نفرات طالبان اسلحه ‌های خود از جمله مسلسل‌های سنگین را كه از نیروهای دولتی به غنیمت گرفته بودند، در ولایت هلمند به نمایش گذاشتند و در روز روشن آنها را آزمایش كردند. این اقدام نشانه آشكاری از این است كه نیروهای انگلیسی مستقر در جنوب افغانستان و بویژه ولایت ناآرام هلمند، نتوانسته ‌اند كنترل این مناطق را در دست خود بگیرند. هرچند نیروهای انگیسی هلمند را پایگاه اصلی خود به حساب می آورند و هم اکنون درین ولایت وسیع ترین قنسلگری را سازمان داده اند که بیش از ٣٦ دیپلمات ورزیده و کهنه کار در آن مصروف هستند، اما گفته می شود كه شهرستان های واشیر، بغران، بغنی، نوزاد، هزارجفت و دیشو، در کنترل کامل طالبان قرار دارند. به طوری که این گروه حتی در منطقه ی باباجی نیز مستقر می باشند، و کنترل اکثر جاده ها و مسیرهای اکمالاتی درین ولایت را نیز در دست دارند.

مهندسین نظامی آمریکا در هلمند
گفته می شود مهندسین نظامی آمریکایی در حال حاضر سرگرم طراحی، ساخت و ایجاد استحكامات، سنگرها، مواضع حفاظتی و امنیتی، و همچنین ایجاد برج‌ های مراقبت در امتداد پایگاه نظامیان انگلیسی در ولایت هلمند هستند. این تأسیسات برای نخستین واحد سه هزار نفره ی نظامیان آمریکایی آماده می شود، که تا بهار سال آینده وارد این ولایت می گردند. ولی ظاهرا اینگونه بیان می گردد که این ساخت و سازها بخشی از عملیات امنیتی است كه به منظور ایجاد مكانی امن ‌تر برای نیروهای بین المللی كمك به امنیت موسوم به ایساف و كمك به ایجاد مكانی امن تر برای نیروهای ارتش ملی و پلیس افغانستان درین منطقه صورت گرفته است، كه تحت رهبری ناتو فعالیت می كنند. در این پیوند مارك باور از نیروهای ارشد ارتش انگلستان در هلمند نیز می گوید، که این ساخت و سازها براساس کمک به ارتش و پلیس ملی افغانستان صورت گرفته است. اما همزمانی آغاز به کار این پروژه ها و طرح آمریکا برای فرستادن سربازان این کشور به ولایت هلمند، به خوبی می رساند که مقدمات ورود نظامیان آمریکایی در این ولایت ریخته شده است.

پرسش؟
اما پرسشی که پس از استقرار نظامیان آمریکایی در هلمند بروز خواهد کرد، اینست که آیا نیروهای انگلیسی کماکان حاضر خواهند بود تا در حضور تفنگداران آمریکایی به ماموریت خود درین ولایت ادامه دهند؟ البته هنوز زود است، تا به این سووال پاسخ دقیقی ارائه کرد. اما تجربه نشان داده است که انگلیسی ها در گذشته در برخی موارد حتی با برکناری مقامات دولتی هلمند که از جانب دولت جمهوری اسلامی افغانستان صورت گرفته است، مخالفت نشانداده و آنرا حرکتی در جهت خارج کردن وضعیت هلمند از اداره ی خود پنداشته اند. حضور تنفگداران آمریکایی که با تاکتیک های (فنون) متفاوت جنگی از بریتانیایی ها وارد عمل می گردند، از عمده چالش های فراروی همکاری این دو در میدان هلمند خواهد بود. کمااینکه ارتش بریتانیا تلفات محدود خود نسبت به نظامیان آمریکایی در افغانستان را مدیون سازش و مذاکرات پنهان و مقطعی با طالبان می داند، که آمریکایی ها به شدت با آن مخالف اند.

۱۳۸۷ آبان ۳, جمعه

پشت پرده ی هشدار ایران درباره مذاکره با طالبان

با انتشار اسناد شگفت انگیز از رایزنی محرمانه دیپلمات های آمریكایی و سعودی با نمایندگان طالبان در كاخ سلطنتی ریاض و گفت وگوهای چند مرحله ای و سری میان نمایندگان دولت های افغانستان، آمریکا، انگلیس و پاکستان با گروه طالبان، جمهوری اسلامی ایران واکنش تندی نشان داد. به طوری که روند این گفت و گوها را تکرار اشتباه برای کشور های غربی عنوان کرد. منوچهر متکی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران خطاب به کشورهای غربی که با طالبان در حال مذاکره هستند، هشدار داد و گفت: "تأمل کنید تا از یک سوراخ دو بار گزیده نشوید".پیش ازین، محمد خزاعی نماینده ایران در سازمان ملل متحد نیز در سخنانی در جلسه ویژه شورای امنیت این سازمان، در مورد تحولات افغانستان گفت که مذاکرات باعث حل مشکلات افغانستان نخواهد شد، بلکه نا امنی را در آن کشور تشدید خواهد کرد. همزمان با واکنش این دو مقام ارشد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، شماری از بلند پایگان نظام در درون نیز به گفت وگوهای طالبان و کشور های غربی واکنش نشان داده و انجام آن را به ضرر مردم افغانستان خواندند. مثلا علاالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران گفت: "مذاكرات آمريكا و انگليس با گروه طالبان به معناي شكست آمريكا و ناتو پس از ٧ سال جنگ در افغانستان است، و پديده تروريسم را هم در منطقه گسترش خواهد داد.". همچنان دكتر علي اكبر ولايتي مشاور رهبر در امور بين الملل، در اجلاس سالانه موسسه بين المللي قدس در دوحه قطر تصريح كرد: "غربي ها مي خواهند از پاكستان و افغانستان يك سومالي بزرگ به وجود آورند و به بهانه فقدان امنيت، در اين منطقه حضور دائم داشته باشند."

جمهوری اسلامی نگران چیست؟
البته همه مقامات ایرانی در اظهارات خود بر منافع ملی افغانستان و برقراری ثبات درین کشور اشاره دارند، و ازین رهگذر با برگرداندن طالبان به قدرت و مذاکره با آنها مخالفت می ورزند. اما دستپاچگی آنها در موضع گیری هایشان از نیویارک، دوحه، و مقر وزارت خارجه ی این کشور، نشان می دهد که در روابط ایران با افغانستان خاموشی قبل از توفانی برقرار گردیده که جمهوری اسلامی را از آینده اش نگران ساخته است. در هفت سال گذشته شرایط در افغانستان به گونه ی رقم خورد که هر اقدام کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا در افغانستان، سبب تقویت و رنگین تر شدن نقش ایران در قضایای افغانستان گردید. همچنین ایران را به اهداف راهبردی اش در افغانستان نزدیکتر ساخت. یعنی اتفاقی، که کشورهای غربی را به شدت نگران کرده است. چراکه از میان برداشتن رقيب ايدئولوژيك (عقیدتی) ايران در منطقه (طالبان گروه تندرو سنی) و برجسته شدن نقش شماری از گروه های شيعه (هزاره ها)، تاجيك ها و ازبیك های هوادار ايران، از مثبت ترین تحولات به سود این کشور در هفت سال گذشته بوده است. اما آغاز گفت وگوهای طالبان با طرف های غربی حتی اگر شانس های قرار گرفته در دست جمهوری اسلامی ایران در افغانستان را پس نگیرد، گمان محدود ساختن آنها را تقویت می کند. کمااینکه طالبان، کنار زدن شماری از سران ائتلاف شمال و گروه هایی که از آنها به عنوان مهره های نزدیک به ایران یاد می شود را، به عنوان پیش شرطی برای مذاکرات اعلام کرده اند.
جمهوری اسلامی چه را از دست می دهد؟
برجسته شدن نقش عربستان سعودی در صحنه ی سیاسی افغانستان در صورتی که ميانجي گري های آن کشور ميان طالبان و کشورهای غربی نتيجه ی مثبت داشته باشد، بدون شک موجب نفوذ هر چه بيش تر عربستان (به جاي ايران) در افغانستان خواهد شد. زیرا از طرفي عربستان كه به عنوان يك كشور اسلامي روابط خوبي را با گروه‌هاي طالبان داشته است، تلاش مي‌ كند در اين بازي ديپلماتيك امتيازاتي را براي خود بدست آورد. کمااینکه رياض درصدد است كه خود را به عنوان تنها مسير رسيدن به صلح از طريق مذاكره به شبه ‌نظاميان افراطي معرفي كند. برخي ها يكي از دلايل مهم اين اقدامات عربستان را، ناشي از هراس رياض از قدرت فزاينده ايران در منطقه مي ‌دانند. آنها مي ‌گويند ايران اكنون به عنوان يك قدرت منطقه‌ اي مطرح است. همچنين سوريه كه متحد ايران بوده، قوی گشته است. بنابراین احتمال آن مي ‌رود كه قدرت اين دو كشور به واسطه امکان بهبود روابط آنها با كشورهاي اروپايي و همچنين آمريكا، در منطقه افزايش بيشتري يابد. لذا این دلایل عربستان را بر آن داشته که به تكاپو بیفتد، تا از قافله بازيگران استراتژيك (راهبردی) در منطقه جا نماند.

شیخ های عرب به عنوان نخستین گام، طرح نزديك كردن طالبان در معادلات قدرت را روی دست دارند، که در نتیجه بازي سياسي جاری در افغانستان را دگرگون خواهد کرد. در عین حال وضعیت منطقه را هم در کل به نفع پاكستان و عربستان سعودي تغيير خواهد داد. البته هنوز خيلي زود است، که در اين باره قضاوت كنيم. چون موانع بسياري پيش رو قرار دارند. اما براساس برخی گزارش های درز کرده به رسانه ها، غربی ها پس از هفت سال در قضایای افغانستان بدین نتیجه گیری رسیده اند که در مساله ی این کشور از عربستان سعودی به عنوان تیری استفاده کنند، که با آن می شود دو نشان را زد. یعنی ابتدا با استفاده از نفوذ سیاسی شیخ های عرب با نزدیک ساختن طالبان به قدرت، می شود مانع تلفات گسترده نیروهای نظامی درین کشور گردید. در روی دیگر هم، می توان با برجسته شدن نقش عربستان سعودی و با توجه به نفوذ آن در افغانستان، دست جمهوری اسلامی ایران را از قضایای افغانستان کوتاه کرد.

۱۳۸۷ مهر ۲۶, جمعه

مصاحبه اختصاصی با سخنگوی طالبان:گفت و گو با کرزی ارزشی ندارد

اشاره: در این اواخر گفت و گوی دولت جمهوری اسلامی افغانستان و نیروهای بین المللی با طالبان، در صدر فهرست خبرها قرار گرفته است. البته این خبرها از جانب مقامات افغان گاهی رد، و زمانی هم تائید می گردند. اما درین میان دیدگاه طالبان به عنوان طرف مذاکرات مبهم مانده است. جهت روشن شدن این دیدگاه در مورد مذاکره با دولت افغانستان و جامعه جهانی، و نیز اتهاماتی که در رابطه با نزدیکی طالبان با جمهوری اسلامی ایران مطرح می گردد، با قاری یوسف احمدی سخنگوی این گروه گفت و گویی انجام دادم.

در این اواخر دولت افغانستان و مقامات بین المللی می گویند که طالبان در رویارویی با نیروهای بین المللی در افغانستان، از نوع سلاح های استفاده می کنند که مجهز با سامانه پیشرفته بوده و ساخت ایران می باشد. گفته می شود که این سلاح ها بیشتر در مناطق هم مرز با ایران دریافت شده، که نشان می دهد از کشور ایران وارد گردیده اند.

می خواستم این را بپرسم که آیا طالبان آنچه را که ناتو و دولت افغانستان از آن به عنوان سلاح های پیشرفته ساخت ایران یاد می کنند، در دسترس دارند؟ اگر جواب مثبت است، آیا طالبان این سلاح ها را از ایران بدست می آورند؟
قاری یوسف: گپ همینطور است که بهانه هایی به عنوان قرار داشتن سلاح های ایرانی در دست طالبان، از دیدگاه تبلیغاتی می باشد. اما چنین سلاح هایی در دسترس طالبان نیستند. اگر آنها شواهدی در دست دارند که می گویند ما سلاح های ایرانی را دریافت کرده ایم، شاید از برهان الدین ربانی و یا هم از عبدالرب رسول سیاف گرفته باشند. زیرا آنها در گذشته روابط بسیار نزدیک با ایران داشته اند (و سلاح در یافت می کردند). اما سلاح های ایرانی در دست طالبان نیستند، و آنها فقط و فقط با کمک خداوندی علیه دشمن متجاوز مبارزه و جنگ می کنند. سلاح های در دسترس طالبان، راکت و کلاشینکوف های روسی می باشد. بنابراین موفقیت های را که می بینید (دولت افغانستان ) به سمت های دیگر اشاره می کنند که پاکستان با آنها (طالبان) است، این حرفها بی معنی می باشد. طالبان فقط و فقط با کلاشینکوف، راکت های آر پی جی و چند نوع سلاح دیگر، مسلح هستند. آنها مجاهدند و علیه متجاوزین جنگ می کنند.

می شود در مورد رابطه طالبان با ایران بگویید؟ یعنی شما چه تعریفی از رابطه طالبان با این کشور دارید؟
قاری یوسف: میان طالبان و ایران رابطه ی نیست. منتهی طالبان با کشورهای همسایه روابط خوب می خواهند. یعنی در صورتی که آنها (کشورهای همسایه) در صفوف متجاوزین اشغالگر دخیل نیستند، (طالبان با آنها) روابط خوبی می خواهند و روابط خوبی نیز دارند. مهمتر از همه، هدف جنگ علیه دشمن، و نه چیزی بیش ازین، است.

گفته می شود که نظام حاکم بر جمهوری اسلامی ایران دشمن آمریکاست، و طالبان هم در واقع خود شان را دشمن آمریکا می شمارند. ازین رو یک وجهه مشترک میان جمهوری اسلامی ایران و طالبان وجود دارد؟
قاری یوسف: ازین لحاظ با هر کسی یک وجهه مشترک دارند، با شما هم دارند، با ما هم دارند و با دیگران هم دارند. اما در تنظیم کردن صفوف ( جنگیدن در قطار طالبان ) و از آن (ایران) چیزی گرفتن (کمک دریافت کردن)، این مساله صورت نگرفته است. منتهی آنها (دولت ایران) از کشور خود دفاع می کنند، و ما هم از کشور خود دفاع می کنیم.

با وجود حضور هفتاد هزار نیروی بین المللی در افغانستان و نسبت به نیروهای آمریکایی که با سلاح پیشرفته هم مجهز هستند، رشد قابل توجهی در عملیات طالبان دیده می شود. چه عاملی باعث رشد عملیات های طالبان و موفقیت های آنها در برابر نیروهای آمریکایی و دولت افغانستان گردیده است؟
قاری یوسف: چند دلیل وجود دارد.

اول طالبان در راه خداوند علیه متجاوزین اشغالگر بیگانه که در راس شان آمریکاست، جنگ و جهاد می کنند. بنابراین هر کسی که افغان است (حتی اگر در صفوف طالبان نیست)، روحش در جهاد است و او هم جهاد می کند.

عامل دوم این است که طالبان به شدت می رزمند، و درین اواخر موفقیت های چشمگیری دارند.

از دیگر سو اعمال شوم و نافرجام آمریکایی ها و بریتانیایی ها و دیگران (ناتو و ائتلاف) می باشد، که به کمک (دولت افغانستان) آمده اند و به افغانستان تجاوز نظامی کرده و این کشور را در اشغال خود در آورده اند. (بنابراین) اعمال شوم آنها یعنی عملیات نظامی شان در قریه جات، کشتار غیر نظامیان، و اعمال غیر افغانی و اخلاقی آنها هستند، که ملت مجاهد افغانستان را وادار ساخته اند که در مقابل شان جهاد کنند.

دلیل دیگر عملکرد حکومت کرزی می باشد که برای بادارهایشان (آمریکایی ها) وعده های بی شماری دادند که ما این کار را خواهیم کرد، آن کار را خواهیم کرد. اما در عرصه ی عملی هیچکدام ازین وعده ها را عملی کرده نتوانستند. آنها ( آمریکایی ها) از وضعیت مأیوس شدند.عامل بعدی ارتش ملی افغانستان می باشد، که اجیر هستنند. آنها سربازان اجیر هستند و توانایی مقاومت و ایستادگی در برابر ایمان، اسلام و جهاد را ندارند.

براساس گزارش ها طالبان از مخفی گاه های امن خود در پاکستان استفاده کرده، و درین اواخر در برخی از نقاط ولایت قندهار نفوذ نموده اند. مقامات دولتی و بزرگان قومی هم بدین باورند که ده عضو ارشد رهبری طالبان که در کویته پایگاه دارند، عملیات در ولایت قندهار را رهبری می کنند. همچنان گفته می شود که ملابرادر (از فرماندهان معروف طالبان) در حال رفت و برگشت به قندهار و کویته می باشد.
آیا مناطق قبایلی هم مرز با افغانستان به ویژه وزیرستان و مناطق همجوار آن، پناه گاه های امنی برای طالبان هستند؟

قاری یوسف: نه این هیچ حقیقتی ندارد. الحمدلله ملا برادر و دیگر فرماندهان ما در داخل افغانستان هستند، و در صفوف ما یکجا به مبارزه می پردازند. اینکه می گویند که طالبان در پاکستان هستند، تقریبآ دو لک خانواده افغان در پاکستان زندگی می کنند و خانه هایشان در آن کشور است. آنها وقت و ناوقت به افغانستان می آیند، و بعد به پاکستان می روند. اما کسانی که معمولآ در رفت و آمد می باشند، افراد عادی و معمولی هستند و وابسته به گروه طالبان نیستند. یعنی نه فرمانده و نه هم چیز دیگر، نیستند. زیرا همه فرماندهان و مجاهدین ما در داخل افغانستان هستند، و مبارزه می کنند. آنها در قندهار، هلمند، ارزگان، نورستان، مزارشریف و حتی در کندز می باشند، و ولایت کندز با پاکستان مرز مشترک ندارد! و یا هم عملیات های ما در هرات فاریاب می باشد. بنابراین هر عملیاتی که در تمام افغانستان صورت می گیرد، از داخل کشور است و پیوند دادن آن با کشورهای خارجی تبلیغات دشمن می باشد.

مردم شماری از شهرستان های قندهار البته در مناطقی که جبهه های طالبان وجود دارد، می گویند که در میان صفوف طالبان جنگجویان عرب، ازبیک، چچین و پاکستانی را دیده اند، که در مقابل دولت افغانستان و نیروهای بین المللی مستقر در کشور جهاد می کنند. شما این خبر را تائید می کنید؟
قاری یوسف: این (تنها) یک حرف است. کسانی که می گویند عرب ها، چچین ها، ازبیک ها و پاکستانی ها آمده اند، درست نیست. ما خود افغان ها هستیم، و برعلیه متجاوزین جهاد می کنیم. ضرورت، فرضیت وظیفه ی ماست. اما ضرورتی به دیگران نداریم. اگر یک یا دو فرد در صفوف طالبان هستند، آنها مستثنا می باشند. این فریضه ی ماست که آنان ( جنگجویان خارجی ) را منع نمی کند. یعنی فیصدی شان اگر دو و یا سه فیصد هستند، این را ما ممانعت نمی کنیم. زیرا این وظیفه ی اسلامی ماست، که از آنها ممانعت نکنیم. ولی اینکه (جنگجویان خارجی) در افغانستان جبهه یا فرماندهانی داشته باشند، این را ما رد می کنیم و اینها تبلیغات است.

می شود در مورد هدف نهایی سیاسی طالبان در افغانستان بگویید؟ یعنی هدف نهایی طالبان در افغانستان چیست؟
قاری یوسف: هدف نهایی سیاسی طالبان در افغانستان، فعلآ در آغوش هدف نظامی قرآنی-اسلامی می باشد. یعنی هدف طالبان یک نظام قرآنی-الهی است، که در سرزمین افغانستان می خواهند. نه در پس این هدف و نه هم در پیش این هدف، چیزی وجود ندارد. فقط اسلام سیاست ماست، و طالبان دیگر وظیفه و هدفی ندارند.

دولت افغانستان و نیروهای ناتو، طالبان را به دوسته خوب و بد تقسیم می کنند. همچنین بدین باورند که مذاکره با طالبان خوب، بهتر از استفاده از زور در برابر آنها است. آقای کرزی هم اخیرآ اعلام کرده، که به روند گفتگو ها شدت بیشتر بخشیده است. چه فکر می کنید؟ آیا مذاکره با آنهایی که دولت افغانستان از آنها به عنوان طالب خوب یاد می کند، در کاهش خشونت ها نقشی خواهد داشت؟
قاری یوسف: اینکه طالبان را به دوسته خوب و بد تقسیم بندی نموده اند، کاملآ غیر معقول است. طالبان یکی هستند، و در هر جایی که باشند یک فکر و ایدئولوژی (عقیده) دارند. منتهی دولت افغانستان آنهایی را طالب خوب می گویند که در بازارهای کابل و یا جاهای دیگر دیده اند، که جنگ نمی کنند. لذا کسانی که جهاد نمی کنند، با آنها ضرورت مفاهمه دیده نمی شود.اما طالبان بد آندسته از آنها را می گویند، که در سنگرهای داغ جهاد هستند و دولت افغانستان اعلام نموده که با طالبان بد مذاکره نمی کند.

آیا شورای رهبری طالبان تصمیمی برای آغاز مذاکرات و پایان بخشیدن به جنگ در افغانستان دارند؟
قاری یوسف: تا حال معلوماتی نیست، فعلآ جنگ است و جهاد ادامه دارد. شورای رهبری و فرماندهان طالبان بدین بارو هستند، که جهاد را باید به پیروزی رساند و انشاالله جهاد و مبارزه ادامه خواهد داشت.

یعنی در حال حاضر، در سطح رهبری طالبان هیچ تصمیمی برای گفت و گو و مذاکره نیست؟
قاری یوسف: نه در حال حاضر( گفت و گو) با کرزی ارزشی ندارد.

اگر طرف گفتگوی طالبان به جز از کرزی جامعه جهانی باشد، چطور؟ در آن حالت شاید طالبان مذاکره کنند؟
قاری یوسف: آن ساعت و آن مصلحت

بسیار خوب! آیا میان القاعده و طالبان در زمینه عملیات هایشان در برابر دولت افغانستان و نیروهای خارجی، همکاری وجود دارد؟ یعنی میان القاعده و طالبان هم آهنگی هست؟
قاری یوسف: نه، همراه طالبان در افغانستان القاعده ی وجود ندارد. در افغانستان طالب می جنگد، و طالب مبارزه می کند. تشکیلات داخلی طالبان در افغانستان است. یعنی رهبران طالبان کاملآ در داخل افغانستان هستند، و با هیچ کسی رابطه ندارند.

ملا صاحب بسیار زیاد تشکر
قاری یوسف: تشکر، از شما ممنون

۱۳۸۷ مهر ۱۹, جمعه

فکر ازانگلیس،برنامه ریزی از آمریکا،پول ازعربستان و اجرا ازپاکستان

بی نظیربوتو نخست وزیر فقید پاکستان قبل از ترور خود اعلام کرده بود که در ایجاد پروژه طالبان فکر از انگلیس، برنامه ریزی از آمریکا، پول از عربستان و اجرا از پاکستان بود. اکنون در آستانه هفتمین سال شکست طالبان، مذاکرات مکه با نیروهای طالبان و پذیرش آنان به عنوان طرف درگیر در جنگ داخلی و یا به مثابه شریک احتمالی، بیش از آنکه از موضع ضعف صورت گرفته باشد، بیانگر این واقعیت است که هنوز از طالبان در افغانستان استفاده ابزاری صورت می گیرد و فورمول فکر انگلیس، برنامه ریزی آمریکا، پول عربستان و اجرا از پاکستان، در حال تکرار شدن است.
طالبان: کرزی طرف مذاکره نیست

در عین حال حامد کرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان با صدای بلند اعلام می کند، که تصمیم قاطع گرفته با شورشیان طالب مذاکره کند. به طوری که حتی حاضر است برای گفتگو با گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان و ملامحمد عمر مجاهد رهبر طالبان به هر کجایی که آنها بخواهند برود. او برای اجرای این کار قیوم کرزی برادر بزرگش را نیز به مذاکرات مکه فرستاده است.اما اظهارات سخنگویان طالبان مبنی بر اینکه حتی اگر تصمیم به مذاکره بگیرند طرف گفت و گوهایشان کرزی نیست، این واقعیت را روشن می سازد که هنوز طالبان بر اساس فورمول اولیه پیش می روند. بنابراین در موج جدید از مذاکرات، کرزی سیال طالبان نخواهد بود.

انگلستان: لازم است با طالبان معامله شود

مذاکره با طالبان بحث تازه ای نیست. اما آنچه دور جدید از مذاکرات مکه را برجسته ساخته، اظهارات همزمان مقامات انگلیسی برای شکست در جبهه افغانستان است. این اظهارات از جنس تعارف بوده، و برای آماده ساختن اذهان شهروندان افغان برای فرونشاندن حساسیت آنها از جنایات طالبان مطرح می گردد.براساس برخی گزارش هایی که به رسانه ها درز نموده، شرارد کوپر کولز سفیر بریتانیا در کابل روند جاری در افغانستان را در حال شکست تعریف کرده و به قدرت رسیدن یک دیکتاتور در این کشور را قابل قبول خوانده است. آقای کولز گفته: "بریتانیا هیچ گزینه دیگری به جز حمایت از ایالات متحده در افغانستان ندارد. اما ما (بریتانیا) باید به آنها (آمریکایی ها) بگوییم که می خواهیم بخشی از یک راهبرد درحال پیروزی، و نه (قسمتی از یک روند) در حال شکست، باشیم." آقای کولز همچنان افزوده: "ما باید نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا را از فرو رفتن بیشتر در باتلاق افغانستان برحذر داریم . راهبرد آمریکا (در افغانستان) رو به شکست است، و تنها دورنمای واقع بینانه برای افغانستان، به قدرت رسیدن یک دیکتاتور قابل قبول در این کشور می باشد."البته مقامات وزارت خارجه ی انگلیس در نخستین واکنش خود، سخنان سفیر این کشور در افغانستان را تحریف شده خواندند. اما در دومین اظهار نظر ازین دست، ژنرال مارک کارلتون اسمیث فرمانده لشکر هوایی شانزده بریتانیا هشدار داد که عملیات نظامی علیه طالبان به پیروزی قطعی نخواهد رسید. او همچنین گفت که برای پایان دادن به شورش ها در افغانستان، ممکن است لازم باشد با ستیزه جویان اسلامگرا معامله شود. پیش ازین نیز انگلیسی ها بارها تلاش کرده اند تا با بزرگ نمایی طالبان، برگشت آنان به قدرت را قابل قبول سازند. اوج چنین تحرکاتی، اخراج دو دیپلمات اروپایی از افغانستان به جرم رابطه با طالبان بود. چراکه مایکل سمپل انگلیسی و ماروین پترسون ایرلندی در واقع افرادی بودند، که برای این پروژه ی انگلستان در افغانستان کار می کردند.براساس اطلاعاتی که وجود داشت سمپل حقوق حدود هزار تن از افراد دست اول طالبان در هلمند را می پرداخت. به طوری که به هر افسر طالبان ۵٠٠، و به هر جنگجو ٢٠٠ دلار آمریکایی حقوق می داد. انگلیسی ها بار دیگر یک معامله مهم و پشت پرده با طالبان انجام دادند. این معامله طرح ساختن اردوگاه آموزشی برای شورشیان در منطقه جنوبی افغانستان بود، که توسط سرویس اطلاعاتی افغانستان در کابل افشا گردید. این طرح در یک حافظه کوچک جیبی توسط پلیس مخفی افغانستان کشف شد. به گفته یک منبع دولتی این کشور ساختن این اردوگاه و آموزش شورشیان، قسمتی از طرح های دولت انگلیس بوده است. بر اساس این طرح قرار بود تا در این اردوگاه، ١٨٠٠ جنگجو و ٢٠٠ فرمانده رتبه پایین آموزش ببینند. طبق گزارش های منتشر شده، همچنین در این حافظه کوچک جیبی نوشته شده بود که ١٢۵ هزار دلار آمریکایی برای ساختن این اردوگاه به مصرف رسیده است. همچنین قرار بود ٢٠٠ هزار دلار آمریکایی دیگر برای ادامه پروژه آموزش تروریست ها در سال ٢٠٠٨ (١٣٨۷) هزینه شود.در همین مقطع زمانی مقامات افغان اعلام کردند، که صلح سازان اروپایی به شورشیان امکانات ارتباطی از قبیل تلفن دستی، کامپیوتر لپ تاپ و امکانات ارتباطی داده اند. در حافظه کوچک آمده است که برای آموزش طالبان، آنها نیازمند تلفن های ماهواره ای هستند تا بتوانند به آسانی با مقامات بریتانیایی در ارتباط باشند.

آمریکا: طالبان به دوسته خوب و بد تقسیم می شوند

برخلاف انگلیسی ها، آمریکاییان سیاستی را در پیش گرفته اند که معتقدند طالبان را می شود به دو دسته خوب و بد تقسیم کرد. به گفته آمریکایی ها می توان با طالبان خوب مذاکره نمود و کنار آمد، و با طالبان بد جنگید. در همین پیوند وزير دفاع آمريكا از تلاش‌ها براي برقراري ارتباط با آن دسته از عناصر طالبان يا ديگر شبه نظامياني كه حاضر به برقراري آشتي در افغانستان هستند، همانند آنچه در عراق صورت گرفته، حمايت كرد.گيتس در مسير سفر براي حضور در نشست‌هاي بين‌المللي در مقدونيه و مجارستان، در جمع خبرنگاران گفت: "بايد تلاش هايي صورت گيرد تا مشخص شود كه چه كسي مايل به حضور در آينده افغانستان است، و چه كسي به اين امر علاقه‌ ندارد."وی همچنین خاطرنشان كرد: "درست همانند عراق، اين يكي از راه حل‌هاي كليدي بلند مدت در افغانستان می باشد. آشتي با مردمي كه براي پيشرفت مايل به همكاري با دولت افغانستان هستند، بخشي از اين راه حل است. بايد با آنهايي كه مايل به همكاري با دولت نيستند، با روش نظامي برخورد كرد."گيتس در پاسخ به اين پرسش كه آيا از تلاش‌ های صلح از سوي عربستان استقبال مي ‌كند، اظهار داشت: "از هر كس كه بتواند نقش سازنده ايفا نماید، استقبال مي كنيم."

عربستان: افغانستان بدون القاعده و آمریکایی ها

عربستان سعودی یکی از نادر کشورهاییست که در زمان حکمروایی طالبان، امارت این گروه در افغانستان را به رسمیت شناخت و با آنها روابط دیپلماتیک برقرار کرد. روابط طالبان با شیخ های عرب از صمیمانه ترین رابطه های این گروه در سطح بین المللی، تعریف شده است. کمااینکه همزمان با فتح کابل به وسیله ی طالبان، صدها نهاد و سازمان دولتی و غیردولتی عرب ها در افغانستان آغاز به کار کردند. این نهادها و سازمان ها زیر چتر کمک های عربستان سعودی به مردم افغانستان، آموزش های دینی، کمک های خیریه و ده ها ماموریت دیگر در این کشور را عهده دار گردیدند.همزمان با فروپاشی حاکمیت طالبان در افغانستان، به یکباره همه ی سازمان ها و نهادهای خیریه ی عربستان سعودی افغانستان را ترک گفتند، و روابط دپلماتیک این کشور با افغانستان نیز در پایین ترین حد روابط کشورها رسید. همچنین عربستان سعودی که می توانست نقش برجسته ای در روند بازسازی و نوسازی افغانستان داشته باشد، درین راستا کوچکترین گامی برنداشت و چنان نشان داد که این کشور از تحولات جاری در افغانستان نا خشنود است. این ناخشنودی عرب ها باعث آن گردید که حامد کرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان با سفر هایش، رسمآ از عربستان تقاضا کند تا نقش خود در تحولات سیاسی افغانستان را از سرگیرد و برای اینکار به عنوان نخستین گام میزبان مذاکرات صلح با طالبان گردد، که بخشی از تمایلات این کشور(عربستان) برای برگرداندان این گروه است. این درخواست کرزی با لبیک پادشاه عربستان روربرو گشت. بنابراین در نخستین روز عید رمضان یعنی ٣٠ سپتامبر (٩ میزان/مهرماه) امسال، پادشاه عربستان میزبان هئیت هفده نفره از مقامات طالبان، پاکستان، و دولت افغانستان گشت. گفته می شود درین مذاکرات پادشاه عربستان راه حل بحران افغانستان را خروج نیروهای نظامی امریکا در قبال خروج اسامه بن لادن از منطقه خوانده است.

پاکستان: طالبان و حکومت ملی-اسلامی در افغانستان

شاید هیچ کشوری در حد پاکستان از فروپاشی حاکمیت طالبان در افغانستان صدمه سیاسی حس نکرده باشد. طالبان که با اشاره ی اسلام آباد در کابل حکمروایی می کردند، در آخرین روزهای امارت شان در افغانستان به هیچ قیمتی حاضر نگردیدند تا به درخواست های مشترک آمریکا و پاکستان مبنی بر واگذاری اسامه بن لادن سر تسلیم فرو نهند. این اقدام آنان به بهای فروپاشی حاکمیت شان در افغانستان تمام شد.فروپاشی امارت طالبان در افغانستان ضایعه بزرگی برای پاکستان خوانده می شود. در عین حال ناخشنودی سران و سیاست پردازان پاکستانی از تحولات پس از طالبان در افغانستان مزید بر علت گردید، تا به پناه دادن طالبان در پاکستان و تجدید قوای نیروهای این گروه در درون مرز های خود بپردازند. هدف این بود که با حفظ جریانی به عنوان طالبان، هرچند قوی یا ضعیف، نقش خود در قضایای افغانستان را همچنان حفظ کرده باشند. لذا قدرت گیری زود هنگام طالبان پس از فروپاشی آنها در افغانستان، نیروهای غربی و کشورهای حمایت کننده مبارزه علیه ترور در افغانستان را بهت زده کرد. سرانجام نیز این کشور ها را به این واقعیت نزدیک ساخت که بدون در نظر داشت منافع سیاسی و راهبردی پاکستان در افغانستان، نمی توان ثبات را درینکشور تضمین نمود.موقعیت حساس پاکستان در روابط این کشور با افغانستان باعث گردید که در مذاکرت مکه با طالبان، پاکستان نیز نقش اولیه اش در به وجود آوردن این گروه در افغانستان را بردوش گیرد. لذا با حضور نخست وزير پیشین محمدنواز شريف، قاضي مولانا فضل الرحمان، سميع الحق و آفتاب احمدخان شيرپاو وزير کشور پیشین پاکستان در اين گفت وگوها، یکبار دیگر نقش اجرا کننده مذاکرات با طالبان را عهده دار گردید.
این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید